کد خبر : 99480

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: مقوله قلمرو دین علی الخصوص بعد از تشکیل حکومتی دینی، که تمام همتش اجرای اسلام به نحو تمام و کمال بوده است از مسائل بسیار ثمره بخش در حیطه حکمرانی است. سوای آنکه چه تعداد نظریه در این خصوص تولید شده، مجموعه مباحث برخی از اندیشمندان تأثیرات بیشتری در […]



خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: مقوله قلمرو دین علی الخصوص بعد از تشکیل حکومتی دینی، که تمام همتش اجرای اسلام به نحو تمام و کمال بوده است از مسائل بسیار ثمره بخش در حیطه حکمرانی است. سوای آنکه چه تعداد نظریه در این خصوص تولید شده، مجموعه مباحث برخی از اندیشمندان تأثیرات بیشتری در زمینه شکل‌گیری نگاه غالب داشته است. از جمله این اندیشمندان، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی است که از جمله اولین شخصیت‌هایی فعال در این مبحث بوده و از پایگاه حوزه علمیه به مباحث فلسفه دین ورود کردند. از همین رو در این گزارش در تلاشیم تا نوع نگاه آیت الله مصباح یزدی به مقوله قلمرو دین را بررسی نمائیم.

این اندیشمند اسلامی پایگاه حرکت خود در این موضوع را رد دو انگاره دین حداقلی که قلمرو دین را صرفاً در امور فردی و اخروی و دین حداکثری که طالب اخذ همه چیز از دین است قرار می‌دهند و می‌گوید:

«زندگی اخروی انسان، دقیقاً محصول و نتیجه رفتار و اعمال دنیوی او است. انسان حقیقتی پویا و در حال شدن است که ساختار وجودی و شیوه زندگی آن جهاتی‌اش را خود و با اعمال و رفتار خویش رقم می‌زند و در مقام گزینش شیوه‌های رفتار، باید احکام الزامی دین را رعایت کند. این نگرش که همان تفکر اسلامی ناب است، نه دیدگاه افراطی «اکثری» را بر می‌تابد و نه نگرش تفریطی «اقلی» را می‌پذیرد. تمام اموری که اصل و یا کیفیّت انجام آن‌ها مورد الزام دین نیست، در دایره برنامه‌ریزی و تحقیق و مطالعه‌ی انسان قرار می‌گیرد. تصمیم‌گیری درباره اصل و چگونگی انجام آن‌ها، به عقل و نیروی فکر و اندیشه‌ی انسان‌ها وانهاده شده است، تا با کاوش‌های خود و بهره‌گیری از دست‌آوردهای علمی و تحقیقی دیگران، زمینه را برای هر چه بیش‌تر و بهتر به کمال رسیدن و تأمین مصالح خویش فراهم آورند. اسلام، در عین اینکه برای هر عمل و رفتار و حتّی اندیشه و پندار انسان‌ها دارای یکی از احکام پنج‌گانه (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) است و به همین دلیل، کلیّه‌ی اعمال انسان را در چارچوب نظام ارزشی خود درمی‌آورد، ولی هرگز در پی خاموش کردن فروغ عقل و جلوگیری از پویایی فکر و توانایی‌های بشری نیست؛ بلکه با بیان‌های گوناگون، انسان‌ها را به علم جویی، رشد فکری، توسعه و پیش‌رفت و بهره گیری از دانش دیگران، اگر چه در دور دست‌ها باشند (اطلب العلم و لو بالصّین) تشویق می‌کند.»

چه نیاز به دین؟

پاسخ به این پرسش را از گذشته علمای اسلامی در برهان اثبات ضرورت نبوت عامه مطرح می‌ساختند. آیت الله مصباح یزدی برهان خود در این خصوص را اینچنین اقامه می‌کنند:

«۱: انسان موجودی کمال جو است.

۲: کمال انسان در گرو پیروی از عقل است.

۳: احکام عملی عقل انسان نیازمند شناخت است.

۴: منابع شناختی انسان برای فهم کمال خود ناقص و محدود است.

نتیجه: پس لازم است که خداوند پیامبری را ارسال کرده تا شناخت انسان را کامل کند.»

دین چیست؟

یکی از مسائل مهمی که در مقوله قلمرو دین نقش فراوان دارد تعریف اشخاص از دین است. ایشان در تعریف خود از دین معتقد اند:

«دین یعنی مجموعه باورهای نظام مند که از دل آن ارزش‌هایی مانند عدالت-عفت-حیا-زهد و … شکل می‌گیرد و از دل آن ارزش‌ها احکام عملی متناسب به وجود می‌آید و این مجموعه هم از جانب خداوند نازل شده و شأن نزول دارد (انتساب به وحی و روایت دارد حال چه به نوع تشریعی و چه به نوع امضایی) همچنین این مجموعه با غرض سعادت و هدایت انسان نازل شده و لازم است که از تحریف مصون مانده باشد.»

جمع بندی: با توجه به مطالبی که ذکر شد آیت الله مصباح از طرفی جامعیت دین و شأن دخالت آن در مسائل دنیوی را قبول دارد، اما رویکرد آن در این مسائل را تنها هدایتی دانسته در نتیجه دین علاوه بر آخرت تنها به مسائل دنیوی که با سعادت و شقاوت انسان و یا با هدایت و ضلالت انسان ارتباط داشته باشد دخالت می‌کند نه تمام مسائل و موضوعات. شاید بتوان چنین بیان نمود که اگر مجموعه معارف انسان به دو بخش هست و نیست یا همان اخبار از واقع و بایدها و نبایدها تقسیم شود، دین متکفل آموزش بایدها و نبایدها قطعاً هست چراکه این امور در هم آمیخته با نظام‌های ارزشی بوده و ربط مستقیم در سعادت دارند اما دین متکفل آموزش اخبار از واقع نبوده مگر آن دسته از اخبار زیر:

الف: اخباری که در سعادت انسان نقش چشم گیر دارند مانند اخبار از مبدا و معاد. برخی از این دسته از اخبار هرچند در دسترس عقل نیز می‌باشند اما چنان به نظر می‌رسد که به جهات هدایتی و تأکیدی آورده شده است.

ب: اخباری که در سعادت انسان اجمالا نقش داشته اما عقل انسان توانایی فهم و درک آن را ندارد.



منبع: مهر