کد خبر : 20178

بوی دجله از یکسو،بوی فرات از سوی دگر را بین چگونه آسمان کرخه را در سوگ تاریخ توحید و یکتاپرستی در پهنه ی بالین زاگرس پهلو گرفته ناله میزند،و شهید جوان خود را به خاک می سپارند..

شکوه ی تاریخ بسیار است از بیدادها و رخدادها،خجسته باد این ایام که کرخه و نینوا را قرینه و تجلیگاه شهیدان و رهبر شهیدان کرده،شب آرامش سردار جوان است…

ای خاک،
امشب در آغوش تو غیرت و رادمردی به قرار الهی و ابدی خود نائل شده،داغ دار است تمدن ایران.

چه ترکش و تازیانه ها که تاریخ اهانت ها بر قامتت ای وطن نکشیده ..
چه جوانانی که فریاد توحید را با مرکب خونین و سیمای محجوب و لبخند معصوم خود،بر لوح فلک به تصویر چشمان رادمردی نکشیده اند…

بوی دجله از یکسو،بوی فرات از سوی دگر را بین چگونه آسمان کرخه را در سوگ تاریخ توحید و یکتاپرستی در پهنه ی بالین زاگرس  پهلو گرفته ناله میزند،و شهید جوان خود را به خاک می سپارند..

یکی درد بی پدری را در آستان شهادت تحمل می کند،یکی درد بی برادری را.
یکی درد بی فرزندی را،آن عزیز درد جاماندن از فراق یاران شهیدش.

و در نهایت شهید است که قلب تاریخ را درنوردیده از جویبار آهنین ناجوانمردی و نا سپاسیِ قداره کشان جانگیر و سنگدلانِ بشر کش.

خون شهیدان شتک زده دلا،
شتک بر آستان شباهنگام وطن،
بر آسمان سرزمین شهیدان،
بر عاشورا،
شتک زده بر دلِ شب های پریشان،
چه دلها که بغض هاشان نترکیده از ضمیر خاطرهای جنگ و خمپاره،چه پاسداران و جانبازانی که دلتنگ همرزمان خود به سوگ روزهای جبهه و جنگ نمیجوشد.

شتک زده بر بغض تو ای بردار
رها کن ندای آزادگی را در افق زمان،بیاد سرداران جوان،جوانانی که طمع دنیا را از وجود نازنین خود به عشق خدای خود و حفظ آرمانهای سرزمین مادری،پاک کرده اند.

گوشه گوشه ی این دیار نیست آنکه سنگ نشان شهادت را در مزارآباد خویش بوسه نزند.
حس شهادت در وجود انسانیت غلیان حریت سر میکشد.

خوشا شهیدی که در مکتب حسین(ع) ادب شهادت آموخته،جان داد.

زنده باد آیین دفاع مقدس،آیین شهادت،آیین عاشورای ادب و رستگاری.

رحمت اللّٰه دانا
۴_مهر_۱۳۹۶